X
تبلیغات
رایتل

موج سبز یا موج شورش؟

سنگ ها را بسته اند و [...] ها را گشوده اند

 

 

خبرنامه دانشجویان ایران: حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان بطور میانگین هر 6 روز یکبار به اتهام دفاع از آرمان های انقلاب به دادگاه فراخوانده می شود.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»،دستگاه قضایی این‌بار تمرکز خود را بر روی آرمانخواهی یکی از قلم بدستان انقلابی برده و به جای رسیدگی به اولویتهای اساسی و اصلی این دستگاه، وقت خود را صرف ادعاهای واهی وطن فروشان و خائنان به مردم و انقلاب می کند.

بر اساس این گزارش، دستگاه قضایی پس از گذشت حدود یکسال از انتخابات و سپس حوادث بعد از آن، هنوز روند رسیدگی به پرونده بسیاری از سران اغتشاشات و فتنه را آغاز نکرده و به سمت محاکمه متهمان اصلی این حوادث حرکت ننموده است.

در حوادث پس از انتخابات و در نقطه اوج این فته گریهای دشمنان اسلام و انقلاب در روز عاشورا، تخلفات فراوانی توسط عده ای از کسانی که خود را تافته جدا بافته می¬دانند روی داده است ولی دستگاه قضایی کشور هنوز به این تخلفت رسیدگی نکرده است.

این در حالیست مردم یران از سویی و دانشجویان از سویی دیگر، در برهه های گوناگونی چون روز قدس، 17 آذر، 9 دی، 22 بهمن و . . . خواستار رسیدگی به اتهامات این افراد شدند ، طومار امضا کردند و تحصن نمودند ولی پاسخ درخور توجهی دریافت نکردند.

با این شرایط و در اوج مطالبات عمومی برای رسیدگی به پرونده‌ی قانونگریزان بعد از انتخابات، دستگاه قضایی کشور به جای توجه به این مطالبات بحق مردمی، با فرا خواندن مداوم حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان، در حال بازخواست و موآخذه وی در قبال روشنگری های صریحش نسبت به تخلفات و خیانت های فتنه گران و دشمنان انقلاب اسلامی است.

حسین شریعتمداری و رسانه متبوعش در یک سال گذشته با بدست گرفتن علم عدالتخواهی پیشتاز افشاگری علیه جریانات نفاق بوده و با گزارشات و یادداشت های پی در پی توطئه ها و ترفندهای فروان آن ها را نقش برآب کرده است. که از آن جمله می توان به
افشاگری های کیهان از نقش نهادها و سازمانهای خارجی در ترتیب دادن وقایع قبل و بعد از انتخابات، ارتباط سران فتنه با رسانه های خارجی، تغییر موضع کسانی که خود را روزی یار امام می خواندند، کشته شدگان پس از انتخابات، حوادث روزعاشورا و ... اشاره کرد. لذا در ذیل قسمت هایی از نوشتارهای حسین شریعتمداری طی یک سال گذشته آورده شده است:

مخاطب کیست؟! (21 خرداد)

درباره نامه آیت الله هاشمی رفسنجانی خطاب به رهبرمعظم انقلاب که روز سه شنبه 19 خرداد 88و به صورت سرگشاده منتشر شد و بلافاصله پس از انتشار با استقبال همراه با ذوق زدگی فراوان محافل بیگانه و برخی جریانات بدسابقه و آلوده داخلی روبرو گردید، اگرچه گفتنی های فراوانی هست ولی در این مختصر به اشاره چند نکته بسنده می کنیم؛
1- انتشار سرگشاده این نامه نشان می دهد  برخلاف عنوانی که دارد خطاب به رهبرمعظم انقلاب- و یا فقط خطاب به ایشان- نوشته نشده است، بلکه جناب رفسنجانی به مخاطبان دیگری غیر از رهبرفرزانه انقلاب نظر داشته اند. این مخاطبان چه کسانی بوده اند؟!توده های مومن و انقلابی مردم  که از این اقدام غیرمنتظره آقای هاشمی انگشت  حیرت به دندان گزیده و تاسف می خورند و اما ، دیگران...  که  بگذریم!
2-  آقای رفسنجانی گلایه کرده اند که آقای احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی به ایشان اهانت کرده و تهمت زده است. خب! این چه ربطی به رهبرمعظم انقلاب دارد؟ و چرا انتظار دارید که آن بزرگوار وارد دعوای جناح سیاسی شما با یک جریان سیاسی دیگر شود؟ رهبرمعظم انقلاب متعلق به همه مردم با سلیقه های سیاسی گوناگون است و دلیلی ندارد- و از ساحت عدل ایشان نیز به دور است- که در نزاع جریانات سیاسی با یکدیگر به نفع این جریان و یا علیه  آن جریان دخالت فرمایند. ....


دیگر علی (ع) تنها نیست!  (30 خرداد)

مقابله با «اسلامیت» که مخصوصاً طی دوران اصلاحات و از سوی برخی مدعیان نفوذ کرده در این جبهه و با هماهنگی محافل بیگانه در تمامی عرصه های سیاسی و فرهنگی ادامه داشت، نهایتاً راه به جایی نبرد و مردم از 7 سال قبل، «سراب آب نمای» مدعیان اصلاحات را وانهادند و به آموزه های اصیل خط امام(ره) روی آوردند. . . .


پیشنهاد خاتمی یا دستورالعمل مایکل لدین؟!  (30 تیر)

برخی از مدعیان اصلاحات در حالی ارتباط خویش با محافل بیگانه و پیروی از دستورالعمل دشمنان بیرونی را انکار می کنند که طی چند سال اخیر و مخصوصاً طی شش ماه گذشته تقریباً هیچ یک از اقدامات و مواضع آنها را نمی توان یافت که دقیقاً برگرفته از دستورالعمل های پیشاپیش اعلام شده و پیشنهاد شده رسانه ها و مقامات آمریکایی نباشد. در این باره طی چند ماه اخیر- و در سال های گذشته نیز- گزارش ها و یادداشت های فراوانی همراه با اسناد و مدارک غیر قابل انکار داشته ایم. و اما تازه ترین اقدام این جریان سیاسی، درخواست رفراندوم برای مقبولیت دولت- بخوانید نظام - است که طی بیانیه ای از سوی سیدمحمد خاتمی مطرح شد و بلافاصله با استقبال گسترده مقامات و رسانه های آمریکایی، اروپایی و اسرائیلی روبرو شد. قبل از پرداختن به موضوع یادشده، در این خبر دقت کنید؛ چندی قبل، مایکل لدین -MICHAEL LEDEEN- عضو برجسته مؤسسه «آمریکن اینترپرایز» و دستیار ویژه «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع اسبق آمریکا و «دیک چنی» معاون جرج بوش، از «رفراندوم درباره مشروعیت جمهوری اسلامی ایران» با عنوان یکی از راه کارهای مؤثر برای مقابله با اقتدار ایران اسلامی یاد کرده بود. لدین در پیشنهاد خود اشاره می کند که آنچه مهم است، «انجام رفراندوم» نیست زیرا رفراندوم در قوانین ایران گردش کار شناخته شده ای دارد و حتی در صورت انجام، نتیجه آن نیز مورد نظر نیست، چرا که مردم ایران به نظام حکومتی خود وفادارند. مایکل لدین معتقد است؛ پیشنهاد رفراندوم از یکسو و حمایت رسانه ای غرب از سوی دیگر می تواند مخالفان جمهوری اسلامی ایران را امیدوار کرده و در صحنه نگاه دارد! . . .


غبار فتنه که فرو می نشیند...  (10 مرداد)

کیهان از چند سال قبل با ارائه اسناد و مدارک غیرقابل تردید و کاملاً آشکار، از شکل گیری «جریان نفاق جدید» در داخل کشور و ارتباط مستقیم این جریان با سرویس های اطلاعاتی آمریکا، انگلیس و اسرائیل خبر داده بود و با تکیه بر همین اسناد از 7 ماه قبل تاکنون، رخدادهای اخیر و مخصوصاً آشوب های بعد از انتخابات را پیش بینی کرده بود که دیروز صحت آن پیش بینی ها آشکار شد.
دیروز، در اولین جلسه دادگاه علنی جمعی از عوامل فتنه و آشوب های اخیر، که جای چند تن از خواص آلوده به عنوان متهمان اصلی در آن خالی بود . . .


بار دیگر مسجد ضرار (14 مرداد)

اگر قرار بود مردم مسلمان ایران که پرورش یافته اسلام، امام راحل و خلف حاضر او هستند، هر سرابی را «آب» تلقی کنند، از هر سبزی تلقی سیادت داشته باشند، هر صدای الله اکبری را نشانه انقلابی بودن بدانند و هر که نام امام راحل را بر زبان آورد، پیرو خط امام(ره) تصور کنند و... اگر چنین بود که ایران اسلامی تاکنون و طی 30 سال گذشته هزاران بار در چنگال خونین و دست های غارتگر آمریکا و اسرائیل گرفتار شده بود! . . .



پس او کیست؟ (17 مرداد)

بنابراین بیانیه را چه کسانی به نام حزب مشارکت نوشته و صادر کرده اند؟!
ممکن است ادعا شود که مطابق بند 2 از ماده 17 اساسنامه حزب مشارکت «تهیه، تصویب و صدور بیانیه ها و تحلیل های حزب برعهده دفتر سیاسی حزب است» این ادعا نیز نمی تواند پاسخ قابل قبولی برای سؤال مورد اشاره باشد، چرا که مطابق ماده 16 اساسنامه حزب مشارکت، مسئول دفتر سیاسی، دبیرکل حزب است و مصوبات آن- از جمله تهیه و انتشار بیانیه- باید به تصویب وی و یا قائم مقام او برسد که هر دو بیش از یکماه است در زندان به سر می برند. . . .




چه ارزان می خریدند (21 مرداد)

در نامه کروبی به آقای هاشمی رفسنجانی، تمامی ویژگی های «شایعه سازی با استناد به منبع سیاه» دیده می شود. در این نامه به جای ارائه منابع قابل بررسی، از واژه هایی نظیر «عده ای از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند»!، «از افرادی که در کشور پست های حساس داشته اند، شنیده ام»! و... استفاده شده که شامل افراد فراوان و بی شماری می شود و هیچکدام از آنان نیز بدون اشاره به نام و نشان آنها قابل دسترسی نیستند. نکته درخور توجه این که در ادامه نامه مهدی کروبی به آقای هاشمی رفسنجانی از دومین شگرد در «سازه شایعه با منبع سیاه» نیز استفاده شده و خطاب به آقای هاشمی از وی خواسته شده است «مسئولیت تحقیق و بررسی جهت تعیین صحت و سقم این اخبار را برعهده بگیرد!» . . .


فراتر از خطا (22 مرداد)

نگاه مهندس موسوی به مسئله فلسطین، اگرچه آب ریختن به آسیاب دشمن است و با توجه به شواهد و اسناد موجود نمی توان باور کرد که مهندس موسوی به طور تصادفی همان خواست و نظر اسرائیلی ها را مطرح کرده باشد، ولی دیدگاه ایشان ضمن آن که بسیار عوامانه است برای منافع و امنیت ملی کشورمان خطرناک نیز هست. چرا؟! . . .


مورچه یک چشم ! (30 شهریور)

و اما، فقط نیم نگاهی به اخبار و گزارش هایی که رسانه های صهیونیستی و سایت های وابسته به گروههای سلطنت طلب، منافقین، بهائیان و سایت های طرفدار موسوی و خاتمی درباره رخدادهای اخیر و مخصوصاً تظاهرات عظیم روز قدس منتشر کرده اند به وضوح نشان می دهد که تقریباً در تمامی این موارد از «اطلاع رسانی به روش اسرائیل» استفاده شده است. آقایان مدعی اصلاحات عصبانی نشوند و به جای پاسخگویی منطقی و مستدل، زبان به فحاشی و قلم به ناسزاگویی-مانند همیشه-نچرخانند. ادعای «جنبش سبز»! در حالی از سوی این سایت ها مطرح شده است که از یکسو حضور توده های میلیونی مردم در حمایت از مردم فلسطین و شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل آنها در روز قدس سراسر فضای کشور و مخصوصاً تهران را آکنده بود و از سوی دیگر، شمار اندک هواداران موسوی و خاتمی که بعد از اثبات دروغگویی های سران فتنه و اعترافات مستند بازداشت شدگان به شدت کاهش یافته بود، فقط برای مدتی کوتاه در حاشیه تظاهرات حضور یافته و پس از آن که شعار آنان در حمایت از اسرائیل با خشم مردم روبرو شد، با برنامه قبلی و با سوءاستفاده از حضور مردم در راهپیمایی روز قدس، خود را به خیابان های خلوت اطراف رسانیده و به آتش زدن چند موتورسیکلت روی آوردند . . .




هم این و هم آن  (31 شهریور)

رهبرمعظم انقلاب که گویی- و به عقیده نگارنده، قطعاً - نسبت به سوءاستفاده احتمالی برخی افراد و جریانات از بیانات خود باخبر بوده اند، علاوه بر تاکید بر ضرورت پی گیری قانونی ادعاها و اتهام ها، می فرمایند:«متهم هرچه درباره خود در دادگاه بگوید، این حجت است، اینکه بگویند در دادگاه درباره خودش اگر اعترافی کرد، حجت نیست، این حرف مهملی است، حرف بی ارزشی است، نه، هر اقراری، هر اعترافی، شرعاً، عرفاً و در نزد عقلا در یک دادگاه در مقابل دوربین، در مقابل بینندگان میلیونی که متهم علیه خود بکند، این اعتراف، مسموع است، مقبول است، نافذ است، اما علیه دیگری بخواهد اعترافی کند، نه مسموع نیست.» . . .


جیک جیک مستان (4 آذر)

خاتمی و موسوی و کروبی طی چند ماه اخیر، به گواهی اسناد غیرقابل انکار که موجود و مضبوط است، دقیقاً و بی کم و کاست فرمول از قبل اعلام شده آمریکا و اسرائیل برای مقابله با جمهوری اسلامی را دنبال کردند. پیروی آنان از فرمول یاد شده به اندازه ای آشکار بود که تمامی مراحل حرکت سران فتنه از قبل و پیشاپیش قابل پیش بینی بود و کیهان به استناد نسخه های آن که تماماً موجود و در دسترس است، فازهای مختلف و فرموله فتنه مورد اشاره را، قبل از شروع و پیش از آن که عملیاتی شود، نشان داده و به آن پرداخته بود. مراحلی نظیر «پیش کشیدن احتمال تقلب در انتخابات»، «تشکیل کمیته صیانت از آراء»، «انتخاب یک رنگ به عنوان نماد این جریان»، «اعلام زودرس پیروزی در انتخابات»، «ادعای تقلب در انتخابات»، . .. . .


و اما تظاهرات فردا . . . (11 آذر)

 آقایان موسوی و خاتمی می دانند وقتی در مقابل شعاری که هواداران اندک و کم شمار آنان در روز قدس به حمایت از اسرائیل سر داده اند، ساکت می مانند و کمترین سخنی در ملامت آنان و یا علیه اسرائیل بر زبان نمی آورند و بر قلم نمی رانند، به طورطبیعی، احتمال نرم شدن آنها در مقابل رژیم صهیونیستی- و نه الزاماً وابستگی آنها- قوت می گیرد...نمی گیرد؟! مخصوصاً آن که شناسنامه روزقدس به نام مبارزه با اسرائیل صادر شده است. . . .

موج خون در دل لعل  ( 21 آذر)

این در حالی است که شبکه های تلویزیونی و رادیویی بیگانه، مخصوصاً شبکه های آمریکایی و اسرائیلی با ذوق زدگی فیلم پاره کردن تصویر حضرت امام(ره) را که به طور جداگانه از سوی خبرنگاران خود تهیه کرده اند، در چند نوبت پخش کرده و برای طرفداران سبز اموی هورا کشیده اند. به عنوان مثال، شبکه تلویزیونی «العربیه» وابسته به عربستان سعودی هر چند ساعت یک بار فیلم یاد شده را پخش می کند و به افتخار! سران فتنه و حامیان آنها کف می زند!! البته اصرار سران فتنه و «موسسه تنظیم و نشر» برای انکار این واقعیت تلخ قابل درک است! آنها به گواهی مواضع و عملکرد چندماهه اخیرشان نباید از پاره شدن تصویر مبارک حضرت امام(ره) نگران باشند، مگر در فتنه اخیر چیزی غیر از کنار گذاشتن اسلام و انقلاب و امام(ره) را دنبال می کردند؟! پس اعتراض آنها برای چیست؟!  . . .



رد پای یزید از آن عاشورا تا این عاشورا ( 8 دی)

یادتان هست که مدعیان اصلاحات، آن هنگام که دولت و مجلس را به نفاق در اختیار داشتند با صراحت نوشتند که حسین بن علی در کربلا قربانی خشونت جدش- یعنی رسول خدا(ص)- در جنگ های بدر و احد و حنین شده بود! و نوشتند، خشونت یزید در عاشورای 61 نتیجه طبیعی!! خشونت جد حسین(ع) در جنگ های صدر اسلام بود؟! یادتان که نرفته، روزنامه «صبح امروز» موجود است به آن مراجعه کنید. راستی میان دیدگاه اصلاح طلبان آن روز- سران فتنه امروز- با دیدگاه یزید بن معاویه چه تفاوتی هست؟! یزید، یزید است و چه فرقی می کند که لقب او، اموی باشد یا ...؟!
اکنون به زمان حال برمی گردیم، بازهم عاشورا و باز هم رسوایی منافقان. سران فتنه که در ماموریت آنها از سوی صهیونیست ها کمترین تردیدی نیست، در آغاز فتنه ادعا می کردند که به اسلام، امام و جمهوری اسلامی اعتقاد کامل دارند! و بهانه آنها برای فتنه ای که به انجام آن مأمور شده بودند، این بود که، دولت کنونی را قبول ندارند و معتقدند در انتخابات تقلب شده است . . .

ضمنا شایان ذکر است شکایت شیرین عبادی از کیهان به علت درج مقالات «اراذل و اوباش چه کسانی هستند؟» و «مستندات جانبازی شیرین عبادی برای محمدرضا پهلوی» (شهریور 1387) و چند افشاگری دیگر کیهان علیه وی می باشد