X
تبلیغات
رایتل

موج سبز یا موج شورش؟

نواده روح الله؛ سید حسن نصرالله

چه کسانی در خط امام هستند؟

 

 اول: چند شب پیش، آقای میرباقری در برنامه «دیروز، امروز و فردا» حرف قشنگی زد. اینکه راه امام و خط امام، نیازی به تحلیل و تفسیر ندارد. افکار و سخنان امام کاملا مشخص است و برای پیدا کردنش، باید به صحیفه و وصیت نامه امام مراجعه کنیم. دیگران هم اگر حرفی دارند، مرد باشند و از زبان خودشان حرف بزنند، چرا حرف دل خودشان را به نام امام مطرح می‌کنند؟ 

دوم: این سالها خاطره گفتن مدعیان خط امام، خیلی مد شده و این مساله کم‌کم دارد جای اسناد معتبری چون وصیت‌نامه و صحیفه امام را می‌گیرد. برای جلوگیری از تحریف راه امام، صحیفه امام را بخوانیم. صحیفه امام، البته 21 جلد دارد و باید از صفحه اول آن شروع کرد و تا آخرین صفحه‌اش را خواند که همان آخرین برگ وصیت‌نامه‌ی امام و آخرین جمله‌اش است: «میزان در هرکس، حال فعلی اوست!» خواندن صحیفه، سیر چند ساله‌ی خط فکری، اعتقادی، عرفانی، سیاسی و حکومتی امام را از آغاز تا پایان عمر مادی آن مرد الهی به ما نشان می‌دهد. 

سوم: در سال‌های اخیر و مخصوصا ماه‌ها و روزهای گذشته، برخی از مدعیان خط امام دست گذاشته‌اند بر بخشی از آراء امام که مربوط است به آزادی، مردم، انتخابات، قانون و … در برابر این آدم‌ها، برخی تصور کرده‌اند که باید بخش دیگر افکار امام یعنی ولایت فقیه، انقلاب اسلامی، مبارزه با آمریکا و … را پر رنگ کنند. غافل از اینکه افتادن به چنین دامی، خود از نقشه‌های آن مدعیان است. آنها می‌خواهند این دروغ را القاء کنند که آزادی و قانون در این مملکت فراموش شده است و اینکه آنها طرفدار واقعی آزادی و قانون هستند! در حالی که اگر پرونده سیاسی خود آنها را بررسی کنیم، می‌بینیم هرجا در برابر قانون و رای مردم مقاومتی صورت گرفته، اصلاح‌طلبان و مدعیان خط امام هم حضور فعال دارند!

نباید فضا را دو قطبی کرد و یک گروه را نماینده افکار آزادی‌خواهانه امام و گروه دیگر را نماینده مسائل دینی و اسلامی و مذهبی دانست. مگر آراء و اندیشه‌های امام از هم جدا هستند؟ شیوه درست این است که به تمامی صحیفه و افکار پایبند باشیم نه فقط به یک پاراگراف آن! البته قطعا در میان آراء امام، بعضی مسائل از اهمیت بیشتری برخوردارند. مثلا نمی‌شود از قانون دم زد، اما اساس نظریه امام و اصلی‌ترین بند قانون اساسی یعنی ولایت فقیه را نادیده گرفت. 

چهارم: دشمنان امام را بشناسیم. بطور کلی دشمنان امروز امام، همان دشمنان دیروز امام هستند و هیچ تغییری در این دشمنی‌ها و مرزبندی‌ها ایجاد نشده است. البته علاوه بر دشمنان دیروز، دشمنان دیگری هم ظهور کرده‌اند که اگر در شناختشان دقت نشود، خودشان را به عنوان دوست به ما معرفی می‌کنند!

پنجم: امام معصوم نبود! این جمله‌ی تکراری جزو بدیهی‌ترین حرف‌هایی است که مدام از سوی آدم‌هایی خاص و با منظوری خاص بیان می‌شود. البته ما هم قبول داریم که به غیر از 14 معصوم، کسی از اشتباهات مصون نیست. اما باید دید که منظور این آقایان از چنین جمله‌ای چیست و آنها به دنبال پیدا کردن و یا جبران کدام اشتباه امام هستند؟

به نظر می‌رسد دو گروه، بیشتر از بقیه روی اشتباهات امام تاکید دارند. اول منتقدان و مخالفان قدیمی امام یعنی جبهه ملی، نهضت آزادی و ملی‌ مذهبی‌ها و … این جماعت، اصلی‌ترین عقاید سیاسی و مذهبی امام را جزو اشتباهات امام می‌دانند. یعنی اصل ولایت فقیه، ایجاد جمهوری اسلامی، صدور حکم ارتداد جبهه ‌ملی، صدور حکم اعدام سلمان رشدی، برکناری آقای منتظری، نامه به محتشمی در خصوص فعالیت نهضت آزادی و …

گروه دوم، مدعیان خط امام هستند که اخیرا به دنبال جبران اشتباهات امامند! هرچند فعلا جرات نکرده‌اند رک و پوست کنده نیت اصلی خودشان را بگویند، اما رفتار، کردار و گاهی گفتار آنها دقیقا این مساله را روشن می‌کند. سخنان اخیر سید محمد خاتمی در خصوص اینکه استثنائات دوران امام، امروز به قاعده تبدیل شده‌اند، در همین راستاست. نامه کروبی به آیت الله موسوی اردبیلی، درباره اعدام‌های سال 67؛ همچنین مصاحبه میرحسین موسوی با سایت کلمه در خصوص نقد دوران امام، بیانگر همین نکته است. البته موسوی ترجیح داد پاسخ صریح و روشنی به اصرار مشکوک سایت کلمه ندهد و به طور سربسته بگوید که فعلا فضا برای نقد امام خمینی مهیا نیست(!) اما همین چند جمله هم مورد استقبال دوستان خارجی‌اش قرار گرفت! 

سوال این است: مدعیان خط امام که تا چند سال پیش، دیگران را با شعار مخالفت با ولایت مطلقه فقیه، از دور رقابت‌ها خارج می‌کردند و هنوز هم ماجرای آن 99 نفر را بر سر جناح رقیب می‌کوبند، چرا این روزها به نقد اشتباهات امام روی آورده‌اند؟! این جماعت که کمترین نقدی را درباره نوه امام تحمل نمی‌کنند و چنان هاله تقدسی را اطراف او به وجود آورده‌اند تا کسی حرفی درباره او نزند، چرا خودشان دنبال نقد امام خمینی هستند؟!

اصل ماجرا این است که این افراد، مدت‌هاست از عملکرد سابق خود شرمنده‌اند. از سوی دیگر دائما در انتخابات و رقابت‌های سیاسی، از سوابق خود دم می‌زنند و عنوان «خط امام و یاران امام» را یدک می‌کشند. این تناقضات باعث شده است که در حوادث اخیر، برخی حامیان ضدانقلاب آنها، نسبت به نیات موسوی، کروبی و خاتمی دچار شک و شبهه شوند. بنابراین بهترین راه برای آنها این است که ادعا کنند «امام خمینی هم اشتباهات زیادی مرتکب شده و ما قصد جبرانش را داریم!» (سوال اصلی سایت کلمه از موسوی)

رفتار سیاسی این مدعیان در سال گذشته و رفت و آمدشان با مخالفان امام و مواضع اخیرشان، نشان می‌دهد که از نظر آنها، اشتباهات امام اینها هستند: «تسخیر لانه جاسوسی، اعدام منافقان، ممانعت از فعالیت گروهک‌های ضدانقلاب و ضدنظام، ممانعت از راهپیمایی مخالفان نظام، ممانعت از فعالیت نهضت آزادی، برکناری آقای منتظری و …» دقیقا به همین علت است که پخش سخنان امام را از صداوسیما، خشن نشان دادن امام، تعبیر می‌کنند و یا تصمیمات امام را استثنائات آن سال‌ها می‌نامند!

باید از آقای خاتمی پرسید که آیا منظور از استثنائات همین موارد است؟ اگر اینها را جزو استثنائات و یا اشتباهات امام می‌دانید که این مسائل، جزو تصمیمات اساسی، مهم و تاریخی امام خمینی هستند و امام در روزها و ماه‌های آخر عمر خود بارها روی این مسائل تاکید کردند. (منشور روحانیت)

ششم: خط امام و یاران واقعی امام چه کسانی هستند؟ آیا سوابق افراد می‌تواند تا ابد ملاک و معیار خط امام باشد؟ آیا نسبت خانوادگی و فامیلی، معیار درستی برای نزدیکی به امام است؟ آیا امام اساسا در یک جمع بسته حزبی و خانوادگی می‌گنجد که بخواهیم او را بر همین اساس معرفی کنیم؟ اصلا آیا یاران واقعی امام را باید از میان همان چهره‌های شناخته شده سیاسی و حزبی و خانوداگی انتخاب کرد، یا اینکه یاران امام، فراتر از مرزهای جغرافیایی هستند؟

امام هیچگاه، ملاک و معیار دوری و نزدیکی به خود را، مواضع حزبی، گروهی، جناحی و خانوادگی، قرار نداد. چه بسا، افرادی از بستگان و اطرافیانش را به خاطر حفظ انقلاب و نظام، از خود جدا کرد. اگر معیار و ملاک را وصیت‌نامه امام بدانیم، تنها کسانی می‌توانند خود را یاران واقعی امام بنامند که به بند بند آن عمل کنند. اگر کسی دم از آزادی می‌زند، باید به حریم آزادی هم پایبند باشد. اگر دم از انتخابات می‌زند، به نظارت شورای نگهبان هم راضی باشد. اگر دم از مردم می‌زند، به رای واقعی مردم هم احترام بگذارد. اگر دم از ایران می‌زند، به مظلومان و مستضعفان دنیا هم نظر داشته باشد. اگر جمهوری اسلامی می‌خواهد، در برابر جمهوری ایرانی سکوت نکند! اگر حامی مظلومان و مسلمانان است، شعار «نه غزه ، نه لبنان» را تحمل نکند. اگر مدعی پیروی از خط امام است، ائتلاف با دشمنان امام را یک مساله عادی نداند. اگر خود را نخست وزیر سابق و محبوب امام می‌داند، با دشمنان امام نشست و برخاست نداشته باشد! 

هفتم: امام خمینی یک خاطره و یک حس نوستالژیک نیست. خط امام نیز یک رابطه خانوادگی و یا سابقه‌ی حزبی برای کوبیدن بر سر رقیب سیاسی نیست. اگر خط امام را صرفا خاطره‌ای نوستالژیک و رابطه‌ای خانوادگی بدانیم، نتیجه‌اش می‌شود وضعیت امروز مدعیان خط امام که اصلی‌ترین آرمان‌های امام را کنار گذاشته‌اند.

سابقه مهم است اما حزب‌الله لبنان به سوابقش نمی‌نازد! فرزند جسمی خمینی بودن ارزشمند است، اما فرزند معنوی خمینی بودن ارزشمندتر است! امام خمینی هرگز نمرده است که وارثی داشته باشد، امام خمینی یک حقیقت همیشه زنده است و یاران و فرزندانش، امروز علاوه بر ایران، در جنوب لبنان، در نوار غزه، در شمال آفریقا، در خاور دور، در آمریکای لاتین و در همه جای دنیا حضور دارند.  

 امید حسینی   

 

 

کلمات کلیدی: امام خمینی ،خط امام ، دوستان امام، دشمنان امام، آزادی،جمهوری اسلامی،ایران،صحیفه نور،غزه، لبنان،انتخابات، قانون،ولایت فقیه، یاران واقعی امام