X
تبلیغات
رایتل

موج سبز یا موج شورش؟

یادتان رفت که گفته بودید تحریم‌های غیر هسته‌ای هیچ تأثیر قابل توجهی هم ندارند؟!

حتما بیاد دارید که در همان روزها جنابعالی پستی در اینستاگرامتان گذاشتید که در تایید سخنان تیم و ریاست محترم جمهور بوده و در اعتراض شدید به برنامه ثریا که در نتیجه بررسی های کارشناسانه بیان داشته بود براساس توافق تنها تحریمهای هسته ای برداشته خواهد شد و نه همه تحریمها. لیکن شما اصرار داشتید که اصل تحریمها مربوط به مسئله هسته ای بوده و مابقی تحریمها محدود، ناچیز و غیر موثرند.
حتما بیاد دارید که در همان روزها جنابعالی پستی در اینستاگرامتان گذاشتید که در تایید سخنان تیم و ریاست محترم جمهور بوده و در اعتراض شدید به برنامه ثریا که در نتیجه بررسی های کارشناسانه بیان داشته بود براساس توافق تنها تحریمهای هسته ای برداشته خواهد شد و نه همه تحریمها. لیکن شما اصرار داشتید که اصل تحریمها مربوط به مسئله هسته ای بوده و مابقی تحریمها محدود، ناچیز و غیر موثرند.
گروه سیاست‌خارجی-رجانیوز:  پخش و اکران مستند فروشنده این‌ روزها واکنش‌های مختلفی را به دنبال دارد. مستندی با موضوع سیاست خارجی و متمرکز بر توافق هسته‌ای که نقدهای دقیق کارشناسان آن مجریان سیاست خارجی دولت یازدهم را مجبور به واکنش کرده است. دولتی که تمام تلاش خود را برای عدم انتشار این مستند به کار برده بود.
 
 

 

Video Player
 
 
به گزارش رجانیوز حمید بعید‌ی‌نژاد رئیس سابق تیم کارشناسی هسته‌ای دولت یازدهم و سفیر فعلی ایران در لندن به صحبت‌های کارشناسی سید مصطفی خوش‌چشم و دیگر کارشناسان مستند فروشنده در رابطه با مشابه بودن گزارش گروه بحران (CRISIS GROUP) با متن توافق هسته‌ای واکنش نشان داد و با انتشار یادداشتی 6 بندی مدعی شد که " متن برجام اصلا هیچ شباهتی به متن گروه بحران ندارد " و نهایتاً نیز از عزیزان علاقه‌مند به تاریخ مذاکرات هسته‌ای خواهش کرد تا حتما گزارش این گروه را مطالعه کنند چرا که "  این گزارش خود سند درخشانی بر اثبات موفقیت جمهوری اسلامی ایران در پیشبرد و تامین اهداف ملی خود در مذاکرات هسته ای است "
 
 
 
 
 
 
 
ادعاهای بعیدی‌نژاد اما بی‌پاسخ نماند چرا که سید مصطفی خوش‌چشم نیز با انتشار متنی دقیق و فنی به سخنان بعیدی‌نژاد پاسخ داد. متن این یادداشت در ادامه می‌آید که مخاطبان محترم را به خواندن آن دعوت می‌کنیم.
 
دیپلمات خوب کشورمان جناب آقای بعیدی نژاد اخیرا متنی را در فضای مجازی منتشر ساختند که ظاهرا در رد سخنان بنده و یکی دیگر از دوستان کارشناس در خصوص مفاهیم قابل برداشت از گزارش اندیشکده بین المللی بحران در خصوص مذاکرات هسته ای و توافق مربوطه است. ارجاعات مندرج در متن ایشان شامل دو بخش ظرفیت هسته ای ایران و برداشتن تحریم ها میشود. در مورد تحریم ها بحث های زیادی وجود دارد اما فعلا با توجه به طولانی شدن متن پیش رو و از آنجا که سخنان بنده معطوف به بخشهای متمرکز بر ظرفیت و مراکز غنی سازی بوده فعلا به همین بخش میپردازم تا اگر نیاز بود حتما مسئله تحریم ها را نیز در مجالی دیگر طرح نمایم.
 
به نظر میرسد که آقای بعیدی نژاد مستند یکصد و چند دقیقه ای مربوطه را ندیده و تنها بخش هایی از سخنان مندرج در آن را شنیده و یا دیده اند، و بهمین سبب به آن با عنوان کلیپ اطلاق می‌نمایند. مطالعه نظرات ایشان نشان میدهد که احتمالا جناب بعیدی نژاد با دقت مورد نیاز به صحبتهای یاد شده گوش فرا نداده اند، چرا که ایشان از چند جمله ای که بنده در خصوص مکعب روبیک بیان داشته ام اصلی ترین و کلیدی ترین آنها – یعنی اینکه "این گزارش نشان میدهد طرف مقابل از پیش طرح و جزییاتی را مد نظر داشته و خواسته های خود (در زمینه غنی سازی، مراکز و تعداد سانتریفیوژها) را در طول مذاکرات بر ما تحمیل کرده است" -  را کاملا نادیده گرفته و بیان داشته اند که هدف از این سخنان آن بوده تا به مخاطب بگوییم که گزارش اندیشکده بحران کلمه به کلمه همان متن برجام است که از سالها پیش نگاشته شده و مذاکرات فقط نمایشی برای گول زدن افکار عمومی بوده است. توقع میرفت که سفیر کشورمان که بابت به انجام رسیدن توافق هسته ای به نشان لیاقت به مدال خدمت مفتخر شده اند با مداقه بیشتر نسبت به تعریض انجام شده به دستاورد خود واکنش نشان داده و با تعصب کمتر و دید کارشناسی تر به آن میپرداخت.
 
سخن بنده در ارتباط با ظرفیت غنی سازی ایران این بود که آمریکاییها از پیش اهداف خود را مشخص کرده و بطور ریز نیز آنرا بیان کرده و به آن هم رسیده اند والا چرا همین گزارش عدد 6400 سو را بعنوان سقف و هدف یاد کرده و عدد دیگری را نمیگوید؟ با احتساب 1/1 تا 3/1 سو توان غنی سازی نسل اول سانتریفیوژهای ما (IR1)، 6400 سو بمعنای همان 5060 سانتریفیوژی است که قرار شد تا در نطنز به غنی سازی اورانیم تا غنای 3/67 درصد ادامه دهد.
 
خود آقای بعیدی نژاد نیز با ذکر مورد آقای دیوید آلبرایت به تایید همین نظر میپردازند که آمریکاییها از سالها پیش این عدد را در نظر گرفته و در نهایت نیز توانسته اند آنرا به ما بقبولانند آنهم بشکلی که تیم ما گمان نماید دستاوردی نیز داشته و تعداد 1044 سانتریفیوژ را نیز در فردو نگاه داشته است، حال آنکه بقول خود جناب بعیدی نژاد آقای آلبرایت از سالها پیش فعالیت تعداد 6000 سانتریفیوژ (و نه 6400 سو) برای ایران را بیان داشته است با این تفاوت که حالا تعداد 5060 سانتریفیوژ ما به غنی سازی اورانیم پرداخته و آن 1044 سانتریفیوژ مستقر در فردو عمدتا خاموش شده و تنها دو آبشار به تعداد 348 عدد سانتریفیوژ به تولید ایزوتوپ های پایدار (و نه غنی سازی اورانیوم) میپردازد.
 
پس شاهد مثال جناب بعیدی نژاد خود مؤید سخنان بنده است که طرف مقابل در زمینه ظرفیت غنی سازی اعداد هدفگذاری شده خود را بر ما تحمیل کرده است و ما نتوانسته ایم تعداد بیشتری از سانتریفیوژهایمان را فعال نگه داریم یا حداقل همان 6000 سانتریفیوژ بیان شده توسط آقای آلبرایت (که ظرفیت غنی سازی بین 6600 تا 7800 سو دارد) را تماما در خدمت غنی سازی اورانیوم نگه داریم. ای کاش این دیپلمات خوب کشورمان حداقل بازنگه داشتن فردو بعنوان یک مرکز هسته ای غیر قابل نابودی از طریق بمباران را بعنوان دستاورد تیم متبحر کشورمان معرفی میکردند، اگرچه که این مرکز قبلا به غنی سازی اورانیوم میپرداخت و حال تبدیل به یک مرکز تحقیق و توسعه شده که اتفاقا همین تغییر ماهیت فردو نیزدر گزارش اندیشکده بحران نیز آمده است. 
 
 
 
بنده البته به کارشناسی و تخصص جناب بعیدی نژاد احترام میگذارم، اما ای کاش ایشان توجه میداشتند که هستند کارشناسانی که اگرچه در تیم نبودند اما از دقایق و ظرایف لحظه لحظه مذاکرات و توافق مطلع بوده و با دقت آنرا دنبال میکرده اند. البته هر کس که مختصر آشنایی با مذاکرات یا توافق هسته ای ایران و 5+1 داشته باشد بخوبی میداند که از توافق لوزان به بعد آشکارا بیان شد که این 1044 سانتریفیوژ در فردو بماند، اما جناب بعیدی نژاد نمیفرمایند که از کل سانتریفیوژهای موجود در مرکز فردو، چند عدد باقی مانده، چند عدد به فعالیت پرداخته، مابقی به کجا رفته و سوالات دیگر.
 
آقای سفیر نمیفرمایند که از کل سانتریفیوژهای فردو، تمامی ماشین های سانتریفیوژ مستقر در یکی از دو بخش بهمراه کلیه متعلقات آن و زیرساختها و کابلها و فیوزها و دستگاههای تزریق گاز و لوله کشی ها و سَری های تغذیه کننده گاز و کابلهای ارتباطی و غیره همگی جمع آوری شده و به سالن B نطنز فرستاده شد. ایشان همچنین نمیفرمایند که از 8 آبشار موجود در بخش دیگر نیز، دو آبشار بهمراه زیرساختها کلا جمع آوری و به سالن B نطنز فرستاده شد. ایشان نمیفرمایند که از 6 آبشار موجود نیز 4 آبشار خاموش شده و تنها دو آبشار روشن خواهد ماند تا بجای غنی سازی هسته ای به تولید ایزوتوپهای پایدار (یعنی مواد غیر رادیو اکتیو یا به اصطلاح عامه غیر هسته ای) بپردازد، البته آنهم بعد از کلی مهندسی مجدد به کمک روسها و تعدیل های بسیار در زیرساختهای آنها.
 
ایشان نمیفرمایند که نرخ کِرَش (crash) سانتریفیوژهای ما بالاست و خاموش و روشن کردن آنها و همینطور تعدیل آنها برای این فعالیت جدید بجای غنی سازی اورانیوم این نرخ را بیشتر هم میکند. ایشان جمع آوری کل سانتریفیوژها و زیرساختهای یکی از دو بخش و جمع آوری دو آبشار از مجموع 8 آبشار بخش دیگر و انبار کردن آنها در سالن B  نطنز و همینطور تغییر و تبدیل فردو از یک مرکز غنی سازی اورانیوم به مرکز تحقیق و توسعه (که همگی در سند اندیشکده بحران آمده) را ندید میگیرند و با افتخار از 4 آبشار خاموش و 2 آبشار تعدیل شده که دیگر اورانیوم غنی سازی نمیکند بعنوان دستاورد تیم عزیزمان سخن گفته و میفرمایند که نسبت به گزارش اندیشکده بحران ما این تفاوت را ایجاد کرده ایم.
 
البته که نگه داشتن حتی یک سانتریفیوژ هم از دید بنده قابل تقدیر و تشکر است، اما جناب سفیر فکر نمیکنید که تمامی آنچه که در سند اندیشکده نوشته شده عینا به اجراء درآمده و سانتریفیوژها و زیرساختهای آنها از فردو جمع آوری شده و در سالن B نطنز انبار شده است، بغیر از همین 6 آبشار و آنهم بصورتی که ذکر آن رفت. و باز جنابشان فکر نمیکنند که آمریکاییها – ازجمله همین جناب آلبرایت که خود آقای بعیدی نژاد به آن اشاره فرمودند - از پیش عدد 6 هزار را برای تعداد سانتریفیوژهایی که در ایران بماند و اورانیوم غنی سازی کند هدفگذاری و حتی اعلام کرده بودند، و در نهایت نیز به همین عدد رسیدند، آنهم با شرایطی بهتر، چرا که حالا ما کلا 6104 سانتریفیوژ داریم که فقط 5060 تای آن اورانیوم غنی سازی میکند، 348 تای دیگر (که علیرغم تست های پیش از عملیاتی شدن، عملا تا بحال گاز به آنها تزریق نشده تا در عمل، کارکرد خود در هنگام غنی سازی اورانیوم را نشان داده باشد) ایزوتوپ غیر هسته ای تولید میکند و بقیه هم خاموش است.   
 
البته که همه میدانند متن برجام 159 صفحه متن اصلی و ضمائم بعلاوه اسناد پیوست است و البته که منظور هیچگاه این نبوده که تمامی قرارداد نهایی عینا از روی سند اندیشکده بحران کپی-پیست شده است، چرا که فقط لیست اسامی و شرکتهای تحریمی مندرج در ضمیمه دوم خود 62 صفحه از سند را شامل میشود که نه مطلب جدیدی بوده و نه موضوع محرمانه ای تلقی میشده که نیاز به ذکر در سند اندیشکده بحران باشد. خیر. همه حرف اینست که آمریکاییها چکیده و شالوده آنچه که میخواستند و بطور موجز در سند این اندیشکده نیز وجود داشت را در توافق آورده اند و در موارد حساس حتی دستور کار و هدف خود را نیز دقیق با عدد و رقم بیان داشته اند.
 
آقای بعیدی نژاد در حالی دارند پاسخ منتقدان را می دهند که هم اکنون روح و متن برجام مورد تعرض های مکرر است و تحریم هایی که به لطف متن گاه غیرشفاف برجام امروز پسوند "غیرهسته ای" میگیرند یکی پس از دیگری تصویب می شوند و تیم مذاکره کننده ظاهرا هیچ ابزاری برای به عقب راندن زیاده خواهی ها و نقض عهدهای مکرر آمریکاییان ندارند و جالب است که دوستان همچنان مصرند پاسخ منتقدانی را بدهند که از دو سال پیش وضعیت امروز را پیش بینی کرده بودند و برای عدم وقوع وضعیت فعلی هشدارهای دلسوزانه می دادند! 
 
ای کاش بجای این نگاه که هیچ کس دیگر بغیر از تیم و محرمان ایشان را قبول نداشت، رویکردی مشورت پذیر حاکم بود تا وقتی بعد از قرارداد ژنو کارشناسانی در داخل کشور اعتراض میکردند که کلمات lift و remove بار حقوقی مناسبی نداشته و مبهم است و قابل تفسیر و میتواند بهر دو معنای لغو و یا تعلیق تفسیر شود، دوستان تیم اندک توجهی میکردند و نه آنکه پس از یکسال و اندی تیم مبرز حقوقی ما تنها زمانی متوجه این اشکال حیاتی گشت که آقای گرت پورتر، خبرنگار محقق آمریکایی، در مصاحبه با میدل ایست آنلاین همین مسئله را پیش کشید و سپس به آقای ظریف در همین مصاحبه پیشنهاد داد تا نه تنها از استفاده از این دو کلمه خودداری ورزد، بلکه در متن توافق آنرا با کلمه terminate جایگزین کند، و شاید اگر نبود سابقه آشنایی با همین خبرنگار حرفه ای - که سالها به بررسی مسئله هسته ای ایران و غرب پرداخته و در کتابش آمریکاییها را (در خصوص مطالعات ادعایی) رسوا ساخته بود – باز هم صدای منتقدین دلسوز داخلی بجایی نمیرسید و خدای ناخواسته در متن پایانی همان کلمات مبهم و براحتی تفسیر پذیر lift و remove باقی میماند.
 
برای اثبات این مدعا، مخاطبین میتوانند توجه بفرمایند که آقای ظریف از چه زمان شروع به صحبت در خصوص این واژگان کرد؛ خانم وندی شرمن هم بعد از مذاکرات در مصاحبه ای به ذکر این مطلب پرداخته و آنرا به عنوان یکی از نکات مربوط به محتوای مذاکرات از زمان لوزان به این سوی مورد اشاره قرار میدهد و از آن بعنوان تاکتیک تیم خود در استفاده از زبان دیپلماسی یاد میکند.
 
 
Video Player
 
البته همین کارشناسان آگاه غیر مرتبط با تیم مذاکرات بودند که بعلت دقت، کارشناسی و دغدغه مندی 20 ماهه خود در مورد استفاده درست از کلمات، وقتی پس از انجام توافق هنوز هم وزیر محترم در مجلس میفرمودند دیگر در هیچ کجای متن حتی یک مورد هم از کلمه lift استفاده نشده و در همه جای متن توافق (برجام) این کلمه با terminate عوض شده است، نمایندگان را آگاه ساختند که هنوز در چند جای متن توافق از کلمه lift و مشتقات آن استفاده شده است که اگرچه برخی بجهت ارجاع به ضمائم تکلیفشان مشخص است، اما در متنی چنین مهم و حقوقی هیچ کجا نباید فرصتی برای تفسیر پذیری طرف مقابل باقی گذاشت. حال بگذریم از اینکه همین terminate را هم بگونه ای استفاده کرده اند که در نهایت تا سال دهم فرا نرسد، علیرغم استفاده کلامی، در عمل تعلیق صورت پذیرفته و حتی در یکجا در مورد تحریم های قبلی سازمان ملل بیان میدارد که تا سال دهم هرگاه برجام بهم بخورد یا ایران به تعهداتش عمل نکند تحریم ها بلافاصله مجددا اعمال خواهد شد. آیا معنای تعلیق غیر از اینست؟
 
تا آنجا که بنده میدانم اگر عملی یا تنبیهی منوط به شرایطی متوقف شده و با بازگشت شرایط همان عمل و تنبیه مجددا اعمال گردد به آن تعلیق میگویند و نه لغو که بمعنای پایان بی قید و شرط است. فصل برجام گذشته و دیگر نیازی به بررسی اجزاء آن برای عموم نیست، و هدف از این مرقومه پاسخی به بیانات سفیر عزیزمان است والا حتما خوشحال خواهم شد که شما ثابت بفرمایید بنده عمیقا در اشتباهم.
 
جناب بعیدی نژاد، و باز همین کارشناسان بودند که وقتی جناب ظریف و جناب عراقچی هر کدام حداقل یکبار و جناب آقای روحانی در چند نوبت اصرار داشتند که همه تحریمها برداشته خواهد شد، در رسانه ها اطلاع رسانی میکردند که فقط تحریمهای هسته ای برداشته خواهد شد و لاغیر؛ و حتما بیاد دارید که در همان روزها جنابعالی پستی در اینستاگرامتان گذاشتید که در تایید سخنان تیم و ریاست محترم جمهور بوده و در اعتراض شدید به برنامه ثریا که در نتیجه بررسی های کارشناسانه بیان داشته بود براساس توافق تنها تحریمهای هسته ای برداشته خواهد شد و نه همه تحریمها. لیکن شما اصرار داشتید که اصل تحریمها مربوط به مسئله هسته ای بوده و مابقی تحریمها محدود، ناچیز و غیر موثرند. مگر این پست را شما در اینستاگرام خود نگذاشته اید که "تحریمهای غیر هسته ای اولا خیلی محدود هستند و بعد تأثیرات عملی و سیاسی خیلی کمی دارند." یا مگر شما نفرموده اید تحریمهای غیر هسته ای "هیچ تأثیر قابل توجهی هم نداشتند".
 
 
 
 
 
عصبانیت شما از واقعیات مبتنی بر کار کارشناسی در یک برنامه تلویزیونی در حدی بود که آنرا به مردم تسری دادید و فرمودید که " مستند هسته ای صسیما باعث عصبانیت مردم شده است." پس چگونه است که حالا تیم و جناب روحانی مکررا اصرار میکنند که چرا توقع بهبود و یا رفع موانع عدیده اقتصادی را دارید و تیم فقط و فقط راجع به تحریمهای هسته ای مذاکره و توافق کرده و برای بهبود وضعیت اقتصادی بایستی تحریم های دیگر برداشته شود. اگر آنگونه که شما در آنزمان فرموده بودید تحریمهای غیر هسته ای هیچ تاثیر قابل توجهی نداشته اند پس به چه دلیل حال که همه میپرسند با رفع تحریمهای هسته ای چرا وضعیت اقتصادی مردم بهتر نشده، چرا مشکل استفاده از دلار در معاملات و روابط تجارت خارجی (مرتبط با قانون U-Turn) برطرف نشده و صدها چرای دیگر، شما و تیم و جناب رییس جمهور میفرمایید که ما تنها توانسته ایم مشکلات مربوط به تحریمهای هسته ای را برطرف کنیم؟
 
اگر کارشناسی انجام شده در آن برنامه درست نبود، پس چرا آقای روحانی اخیرا فرمودند که "ما توانسته ایم تنها بخشی از تحریمها که مربوط به هسته ای بوده، تازه اگر طرف مقابل به عهد خود وفا کند و اگر نقض عهد نکند را بر طرف سازیم". جناب بعیدی نژاد مگر شما نفرموده بودید که این تحریم های غیر هسته ای تاثیر قابل توجهی ندارد و محدود است؟ پس چه شد؟ لینک خبر همین اظهارات جنابعالی که در خصوص برنامه ثریا فرموده بودید را در پایین میگذارم تا اگر جنابعالی پست های اینستاگرامتان را فراموش کرده اید آنرا بخاطر بیاوردید، چون آنروزها آنقدر مردم از این قول شما که بقیه تحریم ها هیچ است و همه چیز با برداشتن تحریم های هسته ای درست خواهد شد خوشحال شده بودند که پستهای اینستای شما مکرر در مکرر به خبر تبدیل میشد.
 
ای کاش شما حتی همان میزان از تحریمهای پیش بینی شده در گزارش اندیشکده بحران که مشتمل بر رفع محدودیتهای مربوط به وانین پولشویی بود را برطرف ساخته بودید تا حالا مجبور به امضای فت اف نشوید.
 
جناب بعیدی نژاد، بنده به مسایل مربوط به منافع ملی کشورم با دید کارشناسی نگاه میکنم و نه با دید جناحی یا قبیله گرایانه و اصولا عضو جناح و دسته ای نیستم و بهمین دلیل است که در بحبوحه اتهامات نادرست به آقای ظریف هر کجا که فرصت یافتم به آن دسته از مخالفین اعتراض کرده و میکنم که این چه کلام زشتی است که در موردِ فرد مورد تایید حضرت آقا بکار میبرید. اما همان آقا بعد از تایید جناب ظریف و تیم مذاکره کننده، به ایشان نیز فرمود که حتما به کلام منتقدین گوش فرا دهند، و خود بهتر میدانید که اینکار را به جهت عجله نکردید و همان چند ساعت معدود با تعداد اندکی از منتقدین نیز به فرمالیته گذشت و تیم همه منتقدان را به یک چوب راند و فکر کرد یا همه ناآشنایند و یا غرض ورز و قبیله گرا.
 
ای کاش قبل از ایراد سخن اندک بررسی یا مطالعه ای میفرمودید و یا حداقل مختصر عقلی نیز برای ما قائل می بودید و گمان نمیکردید که کسی بدون آشنایی با مبحثی چنین پیچیده بخود اجازه میدهد که جلوی دوربین بنشیند و سخن به گزاف گوید.
 
جناب بعیدی نژاد، بنده نه شخصی دگم و جزم و نه قبیله گرا هستم که حاضر باشم با غرض ورزی و با ناآشنایی زحمت تیم دیپلماسی و دستگاههای دیگر را بی اهمیت نشان دهم؛ اشتباه شما بعنوان نمایندگان این کشور تبعاتی در پی دارد که فراگیر - و یا بهتر بگویم همه گیر - بوده و مضار آن برای همه مردم است و من هم یکی از همین مردم، حال آنکه صحت سخنان شما ضرر و گزندی بغیر از اثبات ناآشنایی بنده با این مبحث ندارد؛ پس اگر بنده ادعا میکنم که اثبات صحت و درستی کلام شما را بر اثبات مدعای خویش ترجیح میدهم نه لاف است و نه دروغ، چرا که یک طرف ضرر همه است و من، و در طرف دیگر فقط ضرر من است. عقل سلیم دومی را ترجیح میدهد. شما زحمت خود را کشیده اید و من قدردان این زحمات بیدریغ و غیر قابل انکار شما و دیگران هستم، اما حال زمان آنست که کارشناسان و عموم مردم به قضاوت بنشینند تا از این رهگذر حداقل تجربه ای ماندگار برای کشور و نظام حاصل آید.